تبليغاتX
سکوت و شب
حال و آینده
آدم ها خیلی پست شدن ...

جامعه شده قتل و جنایت. روزنامه های درپیتم که حال میکنن از این وقایع تیتر می زنند به چه بزرگی .مردم ایرانم که ماشالله اعصابشون از فولاد درست شده همه ماجرا ها رو دنبال می کنند.

کاشکی همه می شدن جان کافی مسیر سبز .

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم دی 1383ساعت 2:17  توسط عباس ملک محمدی  | 

دیگه نمیدونم چه کار کنم...

این پروژه هم یه جورای داره منو اذیت میکنه مثل ادم های این دوره زمانه ...

از خودم بدم میاد یه حسی دارم فکر میکنم  خیلی عقب هستم (البته استادم میگه این حس رو همه بچه های که کامپیوتر می خونند دارنند)

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم دی 1383ساعت 1:7  توسط عباس ملک محمدی  | 

سلام یه چند وقتی بود که حوصله هیچ کاری رو نداشتم چون دوباره یک کتاب جدید را شروع به خواندن کرده بودم .
یک کتاب از هرامان به نام تنهای پر هیاهو
مرگ از زندگي پرسيد: آن چيست كه باعث می شه تو شيرين و من تلخ جلوه كنم؟ زندگی لبخندی زد و گفت دروغها كه در من هست و حقيقتی كه تو در وجود داری!
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم دی 1383ساعت 10:16  توسط عباس ملک محمدی  |