به هر حال ايراني ها که سنت شکني رو دوست ندارن و من هم یک ايراني هستم پس عيده همتون مبارک
در میان خود غوطه ور هستم.
آیا من خوشبختم؟؟
ولی
شهوت یعنی گرفتن وگرفتن
نمی تو نم دیگه تو دلم نگه دارم همه فکر ذهنشون شده پول همین و بس.
آخه همه این ذهن را دارن که بدون هیچ سعی و تلاشی این آرزو را (پول دار شدن) برآورده کنند این خوره مثل گذر مگس از جلوی چشمانمان در بین دانشجویان افتاده است .
مردم ما عادتی که پیدا کردن این است که می خواهند هر جور که شده پول بدست بیا ورند بدون اینکه کمی فکر کنند که این پول را از چه طریقی بدست می اورند دانشجو عزیز این مرز و بوم هم از این کاروان مستسنی نیست.در صورتی که فکر دانشجویان اصلا نباید دور این مسایل غوطه ور باشد.
قضیه از آنجا آغاز شد که طرح های مثل گلد کویست و... آغاز شد آن هم از میان دانشجویان در میان مردم رخنه کرد. دانشجویی که عدالت طلبی را فریاد می کرد امروز در کوچه و خیابان به دنبال زیر گروه می گردد.
اگر کمی از بالا نگاه کنیم می بینیم که این دویدن ها بعد از تیر ۷۸ به وضوح دیده میشه آن هم از دانشکده فنی و...
به هر حال امیدوارم...
و من فارغ شدم از اين زمان
گل بوسه مرگ را با تمام لذت بر لبانم حس ميکنم
لبانم چون پيرزن زمستان سرد
بگذار برای آخرين بار ببوسمت
پیش رویم گل های زرد و قرمز
من
در میان این هیاهو پیروزخواهم شد
تاریکی را پس زده ام
خورشید را صدا زده ام
کنج دلم خبری از سیاهی نیست
قلبم به روشنی ایمان آورده است
بر پیروزی گواه داده است
من
پیروز این بازی نامردان هستم
معلم پاي تخته داد ميزد
صورتش از خشم گلگون بود
و دستانش به زير پوششي از گرد پنهان بود
ولي آخر كلاسيها ،
لواشك بين خود تقسم ميكردند
وان يكي در گوشه اي ديگر" جوانان " را ورق ميزد
براي اينكه بيخود هاي و هوي ميكرد و با آن شور بي پايان ،
تساويهاي جبري را نشان ميداد
با خطي خوانا بروي تخته اي كز ظلمتي تاريك
غمگين بود
تساوي را چنين نوشت : يك با يك برابر است .
از ميان جمع شاگردان يكي برخاست ،
هميشه يك نفر بايد بپاخيزد . . .
به آرامي سخن سر داد :
تساوي اشتباهي فاحش و محض است .
نگاه بچه ها ناگه به يك سو خيره گشت .
معلم مات برجا ماند
و او پرسيد : اگر يك فرد انسان ، واحد يك بود
آيا باز يك با يك برابر بود ؟
سكوت مدهشي بود و سؤالي سخت .
معلم خشمگين فرياد زد آري برابر بود
و او با پوزخندي گفت :
اگر يك فرد انسان واحد يك بود
آنكه زور و زر بدامن داشت بالا بود و آنكه
قلبي پاك و دستي فاقد زر ذاشت پائين بود
اگر يك فرد انسان واحد يك بود
آنكه صورت نقره گون ، چون قرص مه ميداشت بالا بود
وان سيه چرده كه ميناليد پلئين بود ؟
اگر يك فرد انسان واحد يك بود ،
اين تساوي زير و رو ميشد
حال ميپرسم يك اگر با يك برابر بود
نان و مال مفتخواران از كجا آماده ميگرديد ؟
يا چه كس ديوار چين ها را بنا ميكرد؟
يك اگر با يك برابر بود
پس كه پشتش زير بار فقر خم ميشد ؟
يا كه زير ضربت شلاق له مي گشت ؟
يك اگر با يك برابر بود
پس چه كس آزادگان را در قفس مي كرد ؟
معلم ناله آسا گفت :
بچه ها در جزوه هاي خويش بنويسيد :
يك با يك برابر نيست
این شعر زیبا را از وبلاگ دوست عزیزم برداشتم