تبليغاتX
سکوت و شب
حال و آینده
 24 فروردين يکي از بهترين روزها برای من است چون تولد سه تا از بهترين دوستانم در اين روز است برای آنها بهترين آرزوها را ميکنم با قلب سياه خودم.

 اميدوارم اين سه دوست عزيز 64 خودم در 20 سالگي از سنشان  اميد و پيروزي را جشن بگیرن .

الان ديگه بايد بگم سعید جان حميد جان يلدا جان تولدتان مبارک اين سه نفر واقعا بهترين هستن و به قول خودشان  که ميگن 24 هستيم ديگه...

 24 ها تولدتان مبارک

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم فروردین 1384ساعت 18:42  توسط عباس ملک محمدی  | 

ديرگاهي است در اين تنهايي

رنگ خاموشي در طرح لب است.

بانگي از دور مرا مي خواند،

ليك پاهايم در قير شب است.

 

رخنه اي نيست در اين تاريكي:

در و ديوار بهم پيوسته.

سايه اي لغزد اگر روي زمين

نقش وهمي است ز بندي رسته.

 

نفس آدم ها

سر بسر افسرده است.

روزگاري است در اين گوشة پژمرده هوا

هر نشاطي مرده است.

 

دست جادويي شب

در به روي من و غم مي بندد.

مي كنم هر چه تلاش،

او به من مي خندد.

نقش هايي كه كشيدم در روز،

شب ز راه آمد و با دود اندود.

طرح هايي كه فكندم در شب،

روز پيدا شد و با پنبه زدود.

 

ديرگاهي است كه چون من همه را

رنگ خاموشي در طرح لب است.

جنبشي نيست در اين خاموشي:

دست ها، پاها در قير شب است

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم فروردین 1384ساعت 1:43  توسط عباس ملک محمدی  | 

نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی

 که بسی گل بدمد باز و تو در گِل باشی

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم فروردین 1384ساعت 12:13  توسط عباس ملک محمدی  | 

ديروز داشتم يه برنامه تلوزيوني نگاه مي كردم که یکي از بازيگران مطرح تلوزیون و سينما را اورده بودن ویک جمله گفت که من را به فکر کردن انداخت او گفت جوانان فکر ميکنن تو ان جايي که بايد باشن نيستن و همیشه ناراضي هستن و هميشه ناراحت هستن از اين جمله من کمي به خودم فکر کردم و گفتم که منم اين جوري هستم ولي ديدم اصلاًا ينطوري نيست

من راضي هستم از جايي که قرار دارم و اين جايي که الان در نتیجه عملم بوده و تلاشي که برای هدفم کرده بودم هست شايد ميتونستم که بهتر باشم ولي الان هميني هستم که هستم بازم خدا رو شكر چون دليلي برای ناراضي بودن ندارم و بايد واقعیتي که باش مواجه شدم را قبول کنم .

 در سال جاری خدا را شكر ميکنم که دوستان جديدي تو سال گذشته پيدا کردم که با اين که چند نفراز آنها را ديدم و بعضي از آنها را که نديدم ولی بیشتری ازاین فکرش را بکنند به من نزدیکنند همشون برام عزيز هستن و خودشون ميدانند که چه قدر براشون احترام قائل هستم و شکر خدا را به خاطر همين موضوع  که غروري مرا فرا نگرفته  و از خدا مي خوام که اين دوستي ها را پايدار نگه دارد.

  تقريباً 1 ساله پيش بود که دوستاني بهتر از برگ بهاري که سرسبزي و طراوت را به همه ارغوان می دهند  من هم در آنها   شوق حيات دادن را پیدا کردم:  حامد حميد ايمان احمد علي و خیلي ها ديگه از خدا سلامتي آنها را مي خوام همين و بس .

 دوستاني داشتم که هميشه در غم و شادي كنارم بودن سعید محسن نيما امير رضا ... پس با اين حساب دليلي برای ناراحتي خودم نيميبينم.

  اين صحبتها فقط بهانه بود برای سپاسگزاري و قدرداني از دوستانم اميدوارم عيدي خوبي بشون داده باشم. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم فروردین 1384ساعت 0:37  توسط عباس ملک محمدی  |