تبليغاتX
سکوت و شب
حال و آینده

امروز خودم را در کنار دکه روزنامه فروشی دیدم .نگاهی به اطراف انداختم غریبه بودم تیترهای مختلفی که از هر سو به سوی فکرم هجوم می آورد و هر کدام تنم را به لرزه می انداخت.من که زمانی باید در کوچه ها پرسه می زدم و خنده را بر لبانم قرار می دادم خود را در گوشه ای حبس می کردم و روزنامه ها را ورق می زدم این بار از تمامی آن ها بیزار بودم شاید در تمامی آن روزنامه ها دنبال تیتری از صلح می گشتم ولی همه ی آن ها از گرمی جنگ صحبت می کردند.این بار که به خانه برگشتم دوباره خودم را حبس کردم ولی زم عزیز این بار زندگیم را ورق زدم.

تیتر اول زندگیم این بود زندگی را در کنار دیگران دوست داشته باش.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مرداد 1385ساعت 0:53  توسط عباس ملک محمدی  | 

این داستان را عزیزم به تو تقدیم می کنم چون تو هم نشانه ی برای من هستی

زاهدی نزديك روستایی ايستاده بود ، يك قايق كوچك ماهيگيري از كنارش رد شد كه در تورش چند تا ماهي بود .

از ماهیگیر پرسيد : چقدر طول كشيد كه اين چند تا رو گرفتي ؟
ماهیگیر : مدت خيلي كمي .
زاهد : پس چرا بيشتر صبر نكردي تا بيشتر ماهي گيرت بياد ؟
ماهیگیر : چون همين تعداد براي سير كردن خانواده ام كافيه .

زاهد: اما بقيه وقتت رو چيكار مي كني ؟
ماهیگیر : تا دير وقت مي خوابم ، يه كم ماهي گيري مي كنم . با بچه ها بازي مي كنم . بعد ميرم توي دهكده مي چرخم ، يه ليوان شراب مي خورم و با دوستان شروع مي كنيم به گيتار زدن . خلاصه مشغولم به اين نوع زندگي !

زاهد : من درس نخوانده ام ولی زندگی های خیلی را دیده ام و می توانم  لذتی را به تو بگویم . تو بايد بيشتر ماهي گيري كني . اون وقت مي تواني با پولش يه قايق بزرگتر بخري و با درآمد آن چند تا قايق ديگر هم بعدا اضافه ميكني . اون وقت يه عالمه قايق براي ماهيگيري داري !
ماهیگیر : خوب ، بعدش چي ؟

زاهد: آن موقع است که می توانی علاوه بر این که  برای خودت و خانواده ای که داری  ماهی بگیری،برای کسی دیگر که قایق کوچکی و حتی قلاب ماه گیری ندارد ماهی بگیری ، می توانی برای کودکی که پدری ندارد ماهی بگیری.می توانی برای زنی که شوهر خود را در یکی از این قایق ها بر اثر طوفان نا ملایمتی ها از دست داده است ماهی بگیری

ماهیگیر این ها را شنید و راهی در یا شد.

* ما هم در زندگی خود با این نشانه ها روبرو می شویم و لی هیچ کدام راهی دریا نمی شویم .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مرداد 1385ساعت 3:31  توسط عباس ملک محمدی  |