تبليغاتX
سکوت و شب
حال و آینده

*امروز نشسته بودم و نگاهی به دور و بر خودم انداختم کلی خرت و پرت تو اتاقم ریخته بود.بابا بعد از جند وقتی یک سری به طبقه ما زد و گفت:"آخه این همه فیلم برای چی می­خری؟" من فقط نگاه کردم.این دومین باری بود که بابا رو همین جوری نگاه می کردم.بار اول ساعت سه نیمه شب بود وقتی داشتم نمایشنامه آواز خوان طاس اثر یونسکو رو می­خوندم به دیالوگی رسیدم که اینقدر خندیدم تا بابا مجبور شد که بیاد بالا و از سلامتی من اطمینان حاصل کنه و من فقط نگاهش کردم.

 

 

*به وبلاگ در جستجوی زمان از دست رفته که خانم پیروی برای جلسات رمان خوانی ایجاد کرده،سری بزنید و حتما در آن جا متوجه می شوید که چه زمان های را با نخواندن کتاب از دست داده­اید.

 

*مقاله مسعود بهنود عزیز را با این عنوان "رای من به احمدی نژاد"را اینجا بخوانید.

 

*به دوستانی که ارشد قبول شدند تبریک میگم .به خیلی از دوستان تلفن زدم ولی باز هم می­گم خواهشا فیلم ها و کتاب­هایی که از من گرفته­اید پس دهید.

 

*پی نوشت:منطق الطیر عطار

آن مریدی شیخ را گفت"از حضور          نکته­ای برگوی" شیخش گفت"دور

گر شما روها بشویید این زمان             آنگهی من نکته آرم در میان

در نجاست،مشک بویی،زان چه سود    پیش مستان نکته گویی زان چه سود؟"

 

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 14:10  توسط عباس ملک محمدی  |