تبليغاتX
سکوت و شب
حال و آینده
با نگاهی به وصیت نامه ای دکتر علی شریعتی
"همه امیدم به احسان است در درجه اول و به دو دخترم در درجه دوم. و این که این دو را در درجه دوم آوردم، نه به خاطر دختر بودن آن­ها و امل بودن من است، به خاطر آن است که در شرایط کنونی جامعه ما، دختر شانس آدم حسابی شدنش بسیار کم است...".این جملات گوشه ­ای از وصیت نامه دکتر علی شریعتی که در حدود نیم قرن پیش نوشته است.سوال اصلی در این مقاله این است که اگر دکتر در دهه هشتاد زندگی می کرد و دو دختر و پسرش در این دهه نوجوانانی بیش نبودند،آیا دکتر برای بچه­ هایش آرزوی دیگری می­کرد؟آیا می­نوشت همه امیدم به شما بچه­ هاست؟
با نگاهی گذرا به جامعه دهه پنجاه که احسان شریعتی و دو خواهرش نوجوانانی بیش نبوده ­اند(احسان متولد1338،سوسن1341 و سارا1342) وضعیت زنان در آن سال­ ها به گونه­ ای بود که از حقوقی همچون تحصیل،حق انتخاب شوهر، کار و حق حضور در جامعه و... را داشته ­اند.برای بررسی زنان در آن دوره بهتر است به کتاب "فاطمه فاطمه است" دکتر نگاهی بیاندازیم.زنان در دهه هشتاد نیز از حقوقی که در بالا ذکر شد را کمی بیشتر و یا کمتر را دارا هستند . همچون در آن دهه ها می­توان زنان را همچون دکتر به سه دسته سنت­ گرا، متجددنما و میانه­ رو تقسیم کرد.بنده حقیر با توجه به دلایلی که در ذیل می ­آورم تصور این را دارم که اگر دکتر علی شریعتی در دهه هشتاد با همان سن و سال برای بچه ­هایش وصیت­نامه­ ای می­ نوشت که حدود نیم قرن پیش نوشته بود.
1-در مرحلۀ اول باید گفت که جامعه ما پذیرای زنان نیست.شهروندان جامعه اعم از زن و مرد برای زن ارزشی قائل نیست و این مساله نه تنها به نیم قرن پیش نمی­ شود بلکه مربوط به قرن­هایست که جامعه ایران شکل گرفته است.بهتر است به ادبیات کهن خود که گویای حافظه­ ی ماست سری بزنیم.برای نمونه سعدی را که یک جامعه شناس بزرگ می­ شناسیم و به گفته محمد علی فروغی "نمونه ­ی کامل انسان متمدن حقیقی است که هر کس باید رفتار و گفتار او را سرمشق قرار دهد" مثالی بیاورم.
ترا شرم ناید زمردی خویش/که باشد زنان را قبول از تو بیش؟-زنان را به عذری معین که هست/ز طاعت بدارند گه گاه دست.هنگامی که ادیب و الگوی ما این­گونه سخن می­گوید پس در مورد عوام چه می­ توان گفت؟
2.جامعه برای زنان که نیمی از جامعه را تشکیل می­ دهد یک مسئولیت بیشتر قائل نشده است و این مسئولیت در این بیت هویداست. زنان را همین بس بود یک هنر/نشینند و زایند شیران نر. توقع جامعه ما از زنان همین است.براستی چه زنان و مردانی که در ایران این حق را به خود می ­دهند که بگویند زن مال خانه­ داریست و زن مال بچه داریست و از این سوست که به آن ظلمی بزرگ می­شود ظلمی که آن­ها را از آزادی و امنیت فردی محروم می­ کند.
3.زنان در این جامعه تنها با مردان هویت می­ یابند.به این معنا که آن­ ها را به عنوان همسر و یا مادر پسری بودن قبول دارند و اگر شوی زن بمیرد یا طلاقی در زندگی زن رخ بدهد آن زن در جامعه نمی­تواند نقشی داشته باشد و حال اگر بلعکس باشد و اگر زن بمیرد برای مرد لذتی دو چندان است و به قول قدیمی­ ها و جدید ی ­ها "مرگ زن هیچ کم از لذت دامادی نیست" یا "کسی دعا می ­کند زنش نمیرد که خواهرزن نداشته باشد".
4.زنان برای این کار خلق نشده ­اند.این جمله را بارها شنیده ­اید و یا حتی خود بر زبان آورده ­اید و برای اثبات این ادعا دست بر روی عواطف و احساسات زن دست می­ گذارند و آن­را دلیل بر ندادن مسئولیت بر زنان می­ داند.ناصر خسرو حق مطلب را بیان کرده است.به گفتار زنان هرگز مکن کار/زنان را تا توانی مرده انگار.
5.هنگامی که زنان در جامعه گام بر می­ دارد از سوی مردان به عنوان یک موجود با ارزش جنسی نگاه می­ شود و تنها این جنسیت زن است که او را با ارزش می کندو مردانی که به ظاهر رگ غیرت دارند و خود از کسانی هستند که به مادر و خواهر دیگری این را ازرش را قائل می ­شوند رگ غیرتشان به جوش می­آید و زن را چون کنیزی در خانه نگه می­ دارند.زن چو بیرون رود بزن سختش/خود نمایی کند،بکن رختش  ور کند سرکشی هلاکش کن/آب رخ می­برد به خاکش کن.
در پایان سخن باید گفت تنها مردان و زنان هستند که با تغییر نگرش نسبت به وضعیت زنان می­ توانند آنان را نجات دهند و این وظیفه فرد فرد شهروندی است که در این جامعه زندگی می ­کند و با تمامی اوصافی که گفتیم  در حال حاضر خود زنان که مدیر جامعه کوچکی به نام خانواده هستند باید بخواهند تا از وضع موجود رهایی یابند همانطور که سوسن و سارا شریعتی به رغم پیش­بینی غلط پدر یکی تاریخ خواند و دیگری جامعه شناسی.
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 19:57  توسط عباس ملک محمدی  |