یکی از دوستان در مورد مردم ایران جملهای گفت با این مضمون "مردم ایران بسیار راحت به مسائل پیش آمده عادت می کنند و همه مسائل بعد از انتخابات را فراموش میکنند و به کار خود مشغول میشوند."
اگر به جامعه ایران نگاه سطحی داشته باشیم میتوانیم این باور را نسبت به مردم ایران قبول داشته باشیم که راحت با مسائل کنار میآیند اما تاریخ و فرهنگ این مردم حرف دیگری میزند.این مردم شاید به ظاهر حرف و موضوعی را که به آن باور ندارند، قبول کنند اما در درون خود فریاد میزنند و همان آتش زیر خاکستر هستند.هنگامی که به تاریخ و حکومت و مللی که به ایران حمله کردند و مردم ایران را به خاک و خون کشیدند و به ظاهر پیروز این ملت شدند و مردم آنها را به حاکمیت خود پذیرفتند میبینیم آن حکومتها در آینده نه چندان دور شکست خوردگانی بیش در برابر ملت ایران نبودند و سر تعظیم در مقابل این مردم فرود آوردند به عنوان مثال بعد از حمله اعراب به ایران و یا حمله مغول به ایران، بعد از چند سال چه بلایی بر سر آنها آمد و چگونه این مردم این حکام و حکومتها را در خود ذوب کردند و حکومتها تبدیل به حکومتی شدند که خواست مردم بود.به هر حال این ضرب و شتم و دستگیری و کشتار در این چند روز در خاطر این مردم میماند و شاید بتوانند به ظاهر مردم را ساکت کنند اما بیشک این مردم هستند که در آیندهای نه چندان دور این حکام را در خود ذوب میکنند.
پینوشت1:پسرعمه سعید در روز یک شنبه مورخ 31/3/88 در میدان هفت تیر بازداشت شده بود و در شامگاه 9/4/88 آزاد شد.
پی نوشت2:متاسفانه نمیدانم این شعر از کیست اما خواننده آن استاد محمدرضا شجریان است
...
تو که با عاشقان درد آشنایی
تو که همرزم و هم زنجیر مایی
ببین خون عزیزان را به دیوار
بزن شیپور صبح روشنایی
برادر بی قراره
برادر نوجونه
برادر شعله واره
برادر غرق خون
برادر کاکلش آتشفشونه