تقدیم به پدرم
مرا کسی نساخت خدا ساخت
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم
چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم
که از خاک گلویم سوتکی سازد
گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
و او یکریز و پی در پی
دم گرم خوشش را بر گلویم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را در آشفته تر سازد
بدین سان بشکند در من
سکوت مرگ بارم را
دکتر شهید علی شریعتی
روز پدر هم رسید . از چند وقت پیش می خواستم درباره حضرت علی بنویسم ولی الان نمی دانم به چه مورد خاصی اشاره کنم بگویم که عدل علی، دلاوری علی ، صبر علی و... که علی را علی کرد،بنویسم که علی با این همه بزرگیش از جهالت مردمش سرش را بر چاه فرو می برد و فریاد می زد.ولی می خواهم از ته دل فریاد بزنم که ستاره ها بر خود بلرزند و بگویم یا علی اگر می دانستی با نام تو چه کار ها ر انمی کنند اگر بودی و می دیدی که این مردم اسم تو ر ا بر سینه می زنند ولی این حرامیان از دیوار یتیمان و مستمندانی که بالا نرفتند.مولای من چه خوب که نیستی و این مردمان پست را ندیدی که نام حود را شیعه علی می نامنند و نام تو را می برند اما در کنار خود دست درمندی را که به طرفشان دراز شده است را پس می زنند.راهبر من به کدامین عادل درد خود را ببرم و بگویم شرح حال این کودکانی که به امید این که شاید دستی از روی دوستی و نه ترحم بر سر آنها کشیده شود. علی جان از وفور ظلمی که بر سر این مردم می آیید ...