این مطلب به نویسنده وبلاگ
سینی تقدیم می شود.
زهرا در نظرات پست قبلی در مورد شروط ازدواجی که زن به عنوان حق خودش باید مطالبه کند نوشته است "ضمن اینکه اگه دختری بخواد این شرایط ضمن عقد رو به نفع خودش مصادره کنه ، و بر فرض محال که داماد روشنفکر باشد و آن را بپذیرد ، باید خیلی زیادی خوش بین باشیم که باور کنیم خانواده آقای داماد با گذاشتن این شروط موافق باشن." من نه حقوقدانم و نه جامعهشناس و بنا ندارم مانند آنها مطلب بنویسم و تنها میخواهم تلنگری بزنم بر آنچه که نمیدانیم.
خیلی چیزهاست که ما نمیدانیم و باید بدانیم. خیلی از چیزهایی که با وجود آنکه نمیدانیم به آنها هم نمیاندیشیم و تا زمانی که به گرفتاری دچار نشدهایم به فکرش هم نمیافتیم. یکی از این چیزها قانون است.
بیایید که با یکدیگر فکر کنیم و به دختری بیندیشیم که با سلام و صلوات خانوادهی خودش و داماد راهی خانهی بخت میشود. زن، شوهر خودش را قهرمان میداند و تمام صفات انسانی را در او میبیند و او را از هر نظر عالی میداند و با شور و هیجانی وصف نشدنی عقدنامه را امضا میکند. این جمله را همگی شنیدهایم که ازداواج هندوانه سربسته است و هیچکس نمیداند بعدش چه میشود.فرض کنیم خدای نکرده آن خانهی بخت تبدیل به جهنمی برای زن شود. جهنمی که هزاران دلیل دارد و برای رفع مشکل، زن خواهان یکی از مطالبات قانونی خود میشود.
شما هم اگر در طول یک سال ماجراهای زنانی را میخواندید یا میشنیدید که در آن دختر میخواهد به دادگاه مراجعه کند برای آنکه شوهرش نمیگذارد بیرون از خانواده کار کند و یا آنکه نمیگذارد از خانه بیرون بیاید و یا حتی به دیدن پدر و مادرش برود و یا محلی که در آن زندگی میکند قابل تحمل نیست و از این قبیل مشکلات و بعد میشنیدید که اینها از حقوق مرد است و قانون به مرد این حق را داده است آن وقت است که با خود میگویید که چرا خانواده دختر به جای چانه زدن برای بالا بردن مهریه دخترشان از خانواده داماد، گرفتن این حقوق را از داماد مطالبه نکردهاند. همانطور که خانواده دختر به خاطر 100 سکه بالا و پایین به داماد نه میگویند چرا نباید برای نگرفتن این حقوق به خانواده داماد نه بگویند و تنها بگویند "انشالله که داماد خوب است و از این مشکلات پبش نمیآید و اگر خواست دخترمان را اذیت کند مهریه را چماقی میکنیم و بر سر داماد میزنیم" آنها غافل از این هستند که اگر خانه برای دختر جهنم شد خیلی راحت مهریهاش را میبخشد و باید دوندگی کند و به هزار زحمت و رنج بتواند طلاقش را بگیرد.
متاسفانه ما به آینده کاری نداریم و حال افراد را ملاک قرار میدهیم و به گذشته پدر و مادر خود نگاهی میاندازیم غافل از آنیم که آنها در دورهایی دیگر زندگی میکردند.
پینوشت1: این مطلب کامل نوشته نشد.
پینوشت2: روز پدر را پیشاپیش تبریک میگم.