ججاب و زنان قم1

بعد از انقلاب فرماندهی و هدایت برخورد با بی­حجابی بر عهده دادگاه مبارزه با منکرات بود که در سال 59 با همین هدف تاسیس شده بود.حجت الاسلام محمدتقی سجادی نماینده دادستان کل انقلاب در دادگاه مبارزه با منکرات در خرداد 60 چنین می­گوید: "...به آن دسته از زنانی که هنوز بعد از سه سال که از انقلاب شکوهمند اسلامی ما می­گذرد و در این شرایط جنگ تحمیلی که تعدادی از پاکترین جوانان این مرز و بوم حتی از ایثار جان خود دریغ ندارند هنوز تحت تاثیر فرهنگ منحط شاهنشاهی می­باشند اخطار می­شود که رعایت پوشش و حجاب مناسب را بنمایند و از پوشیدن لباس­های جلف و آرایش­های تند و غلیظ خودداری کنند تا حرمت انقلاب و جامعه رعایت شود و بیش از این به خون هزاران شهید و معلول خیانت نکنند"(مروری بر تاریخچه قوانین مربوط به پوشش در جمهوری اسلامی ایران.شادی صدر.انتشارات ورجاوند)

در اواخر خرداد ماه 89 حدود سی سال بعد از سخن سجادی خبری به نقل از سرهنگ خراسانی، رئیس پلیس امنیت عمومی استان قم روی تلکس خبرگزاری ها بااین عنوان قرار گرفت: "به 62 هزار بدحجاب در قم تذکر داده شد و بیش از 100 دستگاه خودرو به علت بدحجابی توقیف شدند."

طبق سالنامه آماری استان قم جمعیت زنان این استان در سال 87 تعداد 509833  نفر است که از این میان تعداد 373778 نفر در میانگین سنی 16 تا 30 سال هستند.یعنی بیش از یک دوم زنان این شهر را جوانان تشکیل می­دهند. اگر فرض کنیم که 80% کسانی که در قم تذکر دیده­اند در این مقطع سنی قرار دارند از هر هفت نفر زن جوان در قم به یک نفر تذکر داده شده است. این در حالیست که 99درصدد پوشش زنان این شهر چادر است و همواره بعد از انقلاب چادر به عنوان پوشش کامل به زنان توصیه شده است و آن را زینت زن دانسته­اند و همیشه قوانین مربوط به پوشش بیشتر از سایر قوانین در جامعه ما از طریق پوستر و اعلان­های دیواری تذکر داده می­شود.

زن و قانون

این مطلب به نویسنده وبلاگ سینی تقدیم می شود.

زهرا در نظرات پست قبلی در مورد شروط ازدواجی که زن به عنوان حق خودش باید مطالبه کند نوشته است "ضمن اینکه اگه دختری بخواد این شرایط ضمن عقد رو به نفع خودش مصادره کنه ، و بر فرض محال که داماد روشنفکر باشد و آن را بپذیرد ، باید خیلی زیادی خوش بین باشیم که باور کنیم خانواده آقای داماد با گذاشتن این شروط موافق باشن." من نه حقوقدانم و نه جامعه­شناس و بنا ندارم مانند آن­ها مطلب بنویسم و تنها می­خواهم تلنگری بزنم بر آنچه که نمی­دانیم.

خیلی چیزهاست که ما نمی­دانیم و باید بدانیم. خیلی از چیزهایی که با وجود آن­که نمی­دانیم به آن­ها هم نمی­اندیشیم و تا زمانی که به گرفتاری دچار نشده­ایم به فکرش هم نمی­افتیم. یکی از این چیزها قانون است.

بیایید که با یکدیگر فکر کنیم و به دختری بیندیشیم که با سلام و صلوات خانواده­ی خودش و داماد راهی خانه­ی بخت می­شود. زن، شوهر خودش را قهرمان می­داند و تمام صفات­ انسانی را در او می­بیند و او را از هر نظر عالی می­داند و با شور و هیجانی وصف نشدنی عقدنامه را امضا می­کند. این جمله را همگی شنیده­ایم که ازداواج هندوانه سربسته است و هیچ­کس نمی­داند بعدش چه می­شود.فرض کنیم خدای نکرده آن خانه­ی بخت  تبدیل به جهنمی برای زن ­شود. جهنمی که هزاران دلیل دارد و برای رفع مشکل، زن خواهان یکی از مطالبات قانونی خود ­می­شود.

شما هم اگر در طول یک سال ماجراهای زنانی را می­خواندید یا می­شنیدید که در آن دختر می­خواهد به دادگاه مراجعه کند برای آن­که شوهرش نمی­گذارد بیرون از خانواده کار کند و یا آن­که نمی­گذارد از خانه بیرون بیاید و یا حتی به دیدن پدر و مادرش برود و یا محلی که در آن زندگی می­کند قابل تحمل نیست و از این قبیل مشکلات و بعد می­شنیدید که این­ها از حقوق مرد است و قانون به مرد این حق را داده است آن وقت است که با خود می­گویید که چرا خانواده دختر به جای چانه زدن برای بالا بردن مهریه دخترشان از خانواده داماد، گرفتن این حقوق را از داماد مطالبه ­نکرده­اند. همان­طور که خانواده دختر به خاطر 100 سکه بالا و پایین به داماد نه می­گویند چرا نباید برای نگرفتن این حقوق به خانواده داماد نه بگویند و تنها بگویند "انشالله که داماد خوب است و از این مشکلات پبش نمی­آید و اگر خواست دخترمان را اذیت کند مهریه را چماقی می­کنیم و بر سر داماد می­زنیم" آن­ها غافل از این هستند که اگر خانه برای دختر جهنم شد خیلی راحت مهریه­اش را می­بخشد و باید دوندگی کند و به هزار زحمت و رنج بتواند طلاقش را بگیرد.

متاسفانه ما به آینده کاری نداریم و حال افراد را ملاک قرار می­دهیم و به گذشته پدر و مادر خود نگاهی می­اندازیم غافل از آنیم که آن­ها در دوره­ایی دیگر زندگی می­کردند.

پی­نوشت1: این مطلب کامل نوشته نشد.

پی­نوشت2: روز پدر را پیشاپیش تبریک می­گم.