"ه"،"ف"،"ت"
*هفته،هفته است.همه هم می دونند که هفت روز هم داره.که این روزهام از 24 ساعت تشکیل شده اند.همین طور می شه نوشت و نوشت که این 24 ساعت تشکیل شده از چندین دقیقه و ثانیه و می شه مثل این روشنفکران که در سنت و مدرن،جدید و کهنه و خیلیهای دیگشون که خیلی چیزها رو با هم قاطی می کنند و نتیجهای بگیرند و یه مشت مزخلافات تحویل مردم بدهند و تو این ثانیهها و دقیقهها و ساعتها و روزها و هفته ها داد و هوار راه بندازند تا بگویند"ای مردم خاک بر سرتان"ما اصلا این آدمها را می خواهیم برای چی؟
هفته،هفته است.همه نمی دونند که هفتهی که مریض هستی با اون هفتهی که مریض هستی فرق داره.مثلا فرق داره که اول هفته بفهمی ایدز داری یا آنفولانزا و یا حتی بین هفته آنفولانزا عراقی و افغانی فرق هست.این که تو اون هفتهی که آنفولانزا افغانی داری باید سر تو پایین بندازی و از کنار کسی که آنفولانزا عراقی داره رد بشی.چون هر کدوم کلاس کاری خودشون را دارند.
هفته، هفته است.همه نمی دونند که هفتهی که با یه تلفن بد شروع بشه با هفتهی که با خوبش شروع بشه، فرق داره. بین تلفنی که واژه متنفرم ازش بیرون بیاد با واژه دوست دارم فرقی هست.و حتی باید دقت کرد تا بشنویم که تاکید گوینده روی کدام یک از کلمات "متنفرم" و "دوست دارم" است و این باعث میشه که هفتهی آدم فرق کنه.
هفته،هفته است.همه هم نمی دونند بین هفتهای که روزنامه خوب وجود داشته باشه با هفته ای که روزنامه بد وجود داره فرقی هست.
هفته،هفته است.همه هم نمی دونند بین هفته ای که یه فیلم سانسور شده ببینی با هفتهای که فیلم را کامل ببینی فرقی هست.
هفته،هفته است.همه هم نمی دونند بین هفتهها فرقی هست.
هفته،"ه"،"ف"،"ت"است.
*پی نوشت:4 تا،"ه"،"ف"،"ت" مساوی است با "م"،"ا"،"ه"