مصاحبه اختصاصی با دانش آموختهی سوره سامان سالور؛
دوست ندارم به دانشگاه سوره باز گردم
سامان سالور برای ما سورهایها نامی آشناست. او ورودی سال
74 رشته سینما سوره است. از میان آثار او میتوان به فیلمهای کوتاه آرامش با
دیازپام 10، بازی نهایی و دربست اکباتان اشاره کرد. ساکنین سرزمین سکوت، چند کیلو
خرما برای مراسم تدفین، ترانه تنهایی تهران و در نهایت سیزده 59 آثار بلند سینمایی
وی است. او توانسته جوایزی از جشنواره های مختلف سینمایی من جمله جایزه یوزپلنگ
طلایی بخش سینماگران معاصر جشنواره فیلم لوکارنو برای چند کیلو خرما
برای مراسم تدفین – ۲۰۰۶ را کسب کند.
این روزها سیزده 59 شما سر زبانهاست
اما ما میخواهیم نگاهی به گذشته بیندازیم و به سالهای دانشگاه بازگردیم. نظر شما
در خصوص آن دوران چیست؟
فکر میکنم فضا، آدمها و ارتباطاهایی که در دانشگاه وجود داشت
از خود کلاسهای آموزشی مهمتر بود. کلاسهای درسی آنچنان گیرا نبود به جز معدود کلاس
هایی و استادهایی که کمک شایانی به
دانشجویان میکردند.

از میان استادان آن زمان فکر می کنید
چه استادی روی شما تاثیر مثبتی گذاشت؟
دکتر الستی. در آن زمان کلاسهایی خوبی در درسهای زیباشناسی
و نقد فیلم برگزار میکردند و خیلی از دوستان کلاسهای دیگراشان را نمیرفتند و به
کلاس دکتر الستی می آمدند.استاد دیگر یدالله شهبازی بود که فیلمبرداری را به صورت
علمی و عملی به صورت کاربردی به ما درس داد.
بعد از گذشت این ایام آیا دوست دارید
دوباره به فضای دانشگاه بازگردید؟
دوست ندارم به دانشگاه باز گردم. مگر آنکه به جای کلاس کم بهره علمی
کلاس ها به شکل کار کارگاهی برگزار شود. ضمن آنکه فضاهای دانشگاهی عوض شده است. در
آن زمان متوسط سن و سال دانشجویان بیشتر بود و سینما را قبل از ورود به دانشگاه
تجربه کرده بودند و فیلم ساخته بودند. در آن زمان اتفاق خوبی بود. اغلب کار
کارگاهی بود و هر کس تلاش میکرد که وارد جریان سینما شود. بعد از آن اتفاق بود که
متوسط سن و سال دانشجوها پایین آمد و هرکس که درس خوان تر بود به سینما وارد شد و
در حال حاضر تعداد کمی از دانشجویان کار عملی دارند که وارد دانشگاه میشوند.
فکر میکنید ضعف دانشگاههای هنر
چیست؟
نوع برنامه ریزی آموزشی ضعیف است دانشگاه هنر زمانی موفق
است که شبیه به مدارس فیلمسازی عمل کند یعنی تجربه کردن به شکل عملی برایش مهم باشد
و دانشجوها بیشتر به این فکر کنند که نمره بگیرند و صرفا درس های تاریخ سینما را
بخوانند و عملا باید تجربه کنند و تورهای
عکاسی، فیلمبرداری و... مختلف بگذارند.
برای بهبود وضعیت چه باید کرد؟
یک فیلم ساز باید ادبیات تا نقاشی را بداند. در بسیاری از کلاس های دانشگاهی سخت گیری ها شبیه به مدارس
راهنمایی است تجربه برای کسی اهمیتی
ندارد. نمره عالی گرفتن تفکر بچه ها را عوض میکند. در حالی که باید از اساتیدی
استفاده کرد که با تجربه هستند و توان انتقال تجربیات خود را نیز دارند.
پی نوشت: این مصاحبه به بهانه ششمین جشنواره فیلم کوتاه سایه انجام شد.