خبرگزاری فارس در تاریخ 29/3/90 گزارشی را به قلم محمد رضا قربان­زاده با عنوان "پدیده نوظهور خیابان­گردی؛ مراقب باشیم شهدا صفائیه نشود" بر روی تلکس خبری خود قرار داده است. در این گزارش، گزارش­گر سعی کرده است تا پرسه­زنی را پدیده­ای نوظهور معرفی و از مسئولین می­خواهد که راهی انتظامی را برای جلوگیری از این پدیده در خیابان صفائیه بکار گیرند "اي كاش هر چند متر يكي از اين ماموران ايستاده بود تا خياباني كه اسم اصلي آن شهداست و روزي در اين خيابان براي پيروزي انقلاب خون جوانان ديروز به زمين ريخته شده، توسط جوانان امروز به صفاييه تبديل نشود."

در جامعه شهری به خاطر از میان رفتن روابط و همبستگی های که در جامعه سنتی وجود دارد و در شهر که گروهها و تشکل های مردمی شکل نگرفته که انسانها با توجه به هدف و انگیزه اشان در آن تشکل ها عضو بشوند و فعالیت کنند. یکی از راه هائی که امکان دیدن و دیده شدن را برای شهر نشین بوجود می آورد پرسه زنی است.

پرسه زنی به شکل کلاسیک آن که در قرن 19 در اروپا اوج داشته از بین رفته اما اشکال متعدد و متنوع دیگر از پرسه زنی در فضاهای مدرن متناسب با عصر جدید بوجود آمده است و التر بنیامین انسان پرسه زن را به مثابه شکل نمادین شهر مدرن ابداع کرد. در قم از زمانی که من به خاطر دارم و در صفائیه کلاس می رفتم از سال 77 این پدیده را می­دیدم سوال اینجاست که چرا گزارش­گر با تمسک به ارزش­های مذهبی از مسئولان شهری این توقع را دارد. آیا انتظامی کردن فضای شهری باید بیش از این شود؟ در زیر نگاهی اجمالی به پرسه­زنی در قم داشته­ام.

قم به دلیل ویژگی­های خاص جمعیتی و فرهنگی پرسه­زن­های خاص خود را نیز دارا می­باشد. به دلیل عدم رعایت معماری و شهرسازی مناسب، نداشتن فضای سبز و پارک­های کافی و همچنین سینما، سالن تئاتر، نبود فرهنگسراها ... گالری­های هنری و نبود آن­چیزی که در شهرسازی به آن فضای شهری می گویند، فضای زیست مناسبی برای شهروندان، مخصوصاً جوانان ندارد، و محدودۀ بسیار کمی را در اختیار پرسه­زن قرار داده است که می­توان آن را از ابتدای خیابان ارم از سه­راه بازار تا انتهای خیابان صفائیه دید. در این محدوده با انسان­هائی روبرو می­شویم که پیاده­رو را از ابتدا تا انتها می­روند نه برای عبور بلکه برای پر کردن اوقات فراغت خود و دیدن و دیده­شدن و در واقع می­خواهند جوانی خود را به رخ شهر و مدیریت شهری بکشند. از جمله مهمترین دلائلی را که پرسه­زنان این محدوده را برای پرسه­زنی انتخاب کرده­اند وجود مراکز عمده خرید و همچنین وجود پاساژها می­باشد که به گفته فرگوسن بدون پاساژ پرسه زن ناخشنود خواهد بود و بدون پرسه­زن پاساژی نخواهد بود.

در خیابان صفائیه قم، با پرسه زنانی مواجه می­شویم که از سبک پوشش و رفتارشان با متن فرهنگی شهر در آن­چیزی که از سوی مدیریت شهری رفتار و پوشش مطلوب محسوب می­شود متفاوت است و در واقع پرسه­زن قمی می­خواهد به گفته زیمل همان­طور که از شهر هویت می­گیرد به آن نیز هویت بخشد.

اما بعضاً مشاهده می­شود از سوی مدیریت شهری با پرسه­زنان در قم برخورد می­شود و در واقع از آنچه به عنوان عدم رعایت عرف اجتماعی در پوشش لباس یا رفتار با آنها برخورد شده و تا دستگیری و درست شدن پرونده در دستگاه قضائی با پرسه زنی، پرسه­زن مبارزه می­شود.

سوالی که می­توان مطرح کرد این است که اگر پرسه زنی راهی برای دیدن و دیده شدن است حوزه مدیریت شهری چه مقدار امکان بروز استعداد و خلاقیتهای جوانان را بوجود آورده است. آیا اگر پرسه زنی راهی برای پر کردن اوقات فراغت است. مدیران شهری با بیش از یک میلیون جمعیت چه مقدار سرمایه­گذاری برای ساخت اماکنی که انسان­ها بتوانند ساعاتی را در آن گذرانده انجام داده­اند. در طول این سالیان چه مقدار سرانه به فضای سبز خیابان­های این شهر افزوده شده است که انسان­ها برای گذراندن اوقات خود پیاده­رو را انتخاب نکنند.

باید این مطلب را در نظر گرفت که پرسه­زن در قم نه بورژوائی تن­پرور، که کاری جز بطالت زمان ندارد و نه بورژوائی متکبر و بی­هدف است بلکه پرسه زن در قم بیشتر نماد زیستن در حاشیه مدیریت شهری و متن فرهنگی و نماینده کسانی است که از سوی حوزه­های مدیریت کلان شهری نادیده گرفته شده است اگر بپذیریم یکی از نیازهای اساسی انسان پیوستن به گروه است، می توانم بگویم که اگر شبکه­های مردم نهاد در این شهر به آزادانه فعالیت می­کردند و نه به شکل هیئتی و سفارشی این جوانان نیز می­توانستند جذب آن­ها شوند و در آنجا استعدادهای آنها می­توانست شکوفا شود.

در پایان اشاره می­کنم که امروز پرسه­زن در شهر قم خودش را هویدا کرده است و مسئولین و سیاستگزاران شهری این شهر باید حضور پرسه­زن را در شهر ببینند و او را بیش از پیش به حاشیه نرانند و به نیازها و خواسته­های آن­ها توجه کنند.

 پی نوشت: برای ارائه این مطلب از تحقیق برادرم که در مورد این موضوع انجام داده است و نیز کتاب

پرسه زنی و زندگی روزمره ی ایرانی نوشته عباس کاظمی و مجله نسیما شماره هشت استفاده کرده ام.