ديروز داشتم يه برنامه تلوزيوني نگاه مي كردم که یکي از بازيگران مطرح تلوزیون و سينما را اورده بودن ویک جمله گفت که من را به فکر کردن انداخت او گفت جوانان فکر ميکنن تو ان جايي که بايد باشن نيستن و همیشه ناراضي هستن و هميشه ناراحت هستن از اين جمله من کمي به خودم فکر کردم و گفتم که منم اين جوري هستم ولي ديدم اصلاًا ينطوري نيست

من راضي هستم از جايي که قرار دارم و اين جايي که الان در نتیجه عملم بوده و تلاشي که برای هدفم کرده بودم هست شايد ميتونستم که بهتر باشم ولي الان هميني هستم که هستم بازم خدا رو شكر چون دليلي برای ناراضي بودن ندارم و بايد واقعیتي که باش مواجه شدم را قبول کنم .

 در سال جاری خدا را شكر ميکنم که دوستان جديدي تو سال گذشته پيدا کردم که با اين که چند نفراز آنها را ديدم و بعضي از آنها را که نديدم ولی بیشتری ازاین فکرش را بکنند به من نزدیکنند همشون برام عزيز هستن و خودشون ميدانند که چه قدر براشون احترام قائل هستم و شکر خدا را به خاطر همين موضوع  که غروري مرا فرا نگرفته  و از خدا مي خوام که اين دوستي ها را پايدار نگه دارد.

  تقريباً 1 ساله پيش بود که دوستاني بهتر از برگ بهاري که سرسبزي و طراوت را به همه ارغوان می دهند  من هم در آنها   شوق حيات دادن را پیدا کردم:  حامد حميد ايمان احمد علي و خیلي ها ديگه از خدا سلامتي آنها را مي خوام همين و بس .

 دوستاني داشتم که هميشه در غم و شادي كنارم بودن سعید محسن نيما امير رضا ... پس با اين حساب دليلي برای ناراحتي خودم نيميبينم.

  اين صحبتها فقط بهانه بود برای سپاسگزاري و قدرداني از دوستانم اميدوارم عيدي خوبي بشون داده باشم.