جواب 1
لازم دانستم که جوابیه به دوستان عزیز در مورد مطلب قبلی بدهم که در ذیل آمده است:
سعید:سعید جان مگه شما غریبه هستی ما که دیگه پیر شدیم.ولی باشه کنار می آییم.
ایمان:با ایمان موافقم به شرطی که دیوانگی ما یک شخصیتی بود،اما دیوانگی مردم ما هزار شخصیتی است.نمونه انتخابات اخیر
یه دوست:منم میگم یا فتاح،آن کتابم خواندم.وسیع باشم می ترسم باز دیوانه بمانم،سر به زیرم که هستم،سختم به رشته ام نمی خورد.
z:اول از شعر سهراب ممنون.دوم من بین این مردم زندگی دارم می کنم پس می شناسم در حد یک لیوان چای سوم هر دیوانه به خودش آزار می رساند
بی نام:من تا حالا یادم نمی یاد عصبانی شده باشم.اگه فکر داشتم دیوانه نمی شدم.بیچاره هم اتاقی شما.
نام:اینم نظر عزیز.شرمنده دانشگاه دیگه و مسابقات فوتبال رمضان
پرنده:فاصله؟
--:ماشالله مثل کوه ایستادم
از کلیه دوستان عزیز سپاسگزارم.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم مهر ۱۳۸۴ ساعت 1:34 توسط ...
|