*تازگی ها،شایدم خیلی وقته که دیگه آدم ها به هم دیگه رحم نمی کنند هر کسی برای خودش گرگی شده و یه باغ وحش درست حسابی راه افتاده تو این مملکت که هر کسی که بهتر بتونه اون یکی رو بخوره می تونه زنده بمونه.چند روز پیش داشت یه بنده خدایی می گفت"وقتی ما مردم هوای همدیگر رو نداشته باشیم اون وقت توقع داریم دولتمردامون هوای ما رو داشته باشند"

*یک مطلب جالب بگم.قیمت تزریق سرنگ در قم:۲۰۰ تومان. در مشهد۴۰۰ تومان.در بجنورد ۷۵۰ تومان.تفاوت قیمت های فقط تزریق یک سرنگ در بیمارستان های دولتی  ایران چه چیزی رو می رسونه؟

*راستی این پول های نفتی که قیمتش بشکه ای ۸۰ دلار شده کجا میره؟آخه من یادم میاد وقتی نفت ۷ دلار بود من با پولای تو جیبیم می تونستم تو ماه دو بار برم بیرون  پیتزا بخورم ولی الان تو دو ماه هم نمی تونم برم بیرون پیتزا بخورم.استدلال خوبی بود؟آخه پدر من کارمند هستش.

*شما حتما شنیده اید که زن و شوهر ایرانی قصد دارند که دور دنیا را با دوچرخه طی کنند.آنها از اروپا گذشته اند و به تازگی به کانادا رسیدند. امیدوارم که به سلامت بقیه مسیرشان را طی کنند.در ضمن می توانید به وبلاگ آنها هم سری بزنید.البته اگه این دو نفر قرار بود دور ایران را رکاب بزنند بعید می دانم که می توانستند به هدفشان برسند.

*چند وقت پیش یکی از دوستان مطلب جالبی را برای معیار انتخاب همسر آینده اش گفت:"اگه من بخوام دختر بگیریم،دختری می گیرم که تا به حال تلفن همراه نداشته است"خیلی جدی هم این موضوع را می گفت.

*حامد عزیز زنگ زد گفت"الان تو آموزشی هستم"منم گفتم غصه نخور خود منم چهار ماهه دیگه سربازم.

*پی نوشت: از شعر بودن و سودن اثر دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی

مستان نیم شب را

رندان تشنه لب را

بار دگر به فریاد

در کوچه ها صدا کن

-خواب دریچه ها را     

                                 با نعره سنگ بشکن.